تبليغاتX
آرامش در ندانستن! - يك ليوان چاي داغ : يادداشت‌هاي حامد قدوسي
پس شد ,آنچه شد

من نمی‌توانم فكر كنم آدم انرژی‌اش را بر سر اسم چيزی بگزارد، فقط به صرف اين‌كه سال‌ها به اين اسم ناميده شده باشد. به نظر من اين بحث‌ها فقط زمانی ممكن است كه آدم‌ها را با خط‌كشی‌های مصنوعی از هم جدا كنيم و به جای فكر كردن به انسان‌ها، خودمان را به آن‌هايی محدود كنيم كه تصادفا با ما به مكان مشترك پرتاب شده‌اند. در ايران كه بودم و رفتار زشت برخی ايرانی‌ها را با افغانی‌ها می‌ديدم هميشه آرزو می‌كردم كاش اين آدم‌ها روزی مجبور شوند به غرب پناهنده شوند تا با تمام وجودشان بفهمند به دنيا آمدن چند كيلومتر اين طرف و آن طرف يك مرز نمی‌توان معياری‌ برای جدا كردن آدم‌ها از يكديگر باشد. فكر كردم جمله‌ای از برتاند راسل را اين‌جا بياورم. " دشمنان حكومت آلمان سربازان خود را به دليل نافرمانايی‌هايی‌ به مرگ كيفر می‌دادند كه عدم ارتكاب به آن‌ها از طرف سربازان آلمانی را دليل موجهی برای مرگ آن‌ها می‌دانستند. اينان از آلمانی‌ها انتظار داشتند به خاطر انسانيت از فرماندهانشان اطاعت نكنند ولی بعيد می‌دانم حاضر باشند چنين استدلالی را از سربازان خود بپذيرند "

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 6:34  توسط لیدا  |