تبليغاتX
آرامش در ندانستن! - بی تو
پس شد ,آنچه شد

می نویسم از تو
می نویسم که بگویم گاهی
یا شاید لحظه ای
دوست می داشتم تو را
می نویسم که بگویم گاهی
یا شاید لحظه ای
در خیال
با تو بودن را تجربه کرده ام
می نویسم با تو
می نویسم که خیال
می رود به سوی تو
می نویسم که خیال
برمی گردد ز سوی تو
می نویسم بی تو
می نویسم که کسی
کنار من خفته است
نفسش شبیه توست
بویش شبیه توست
اما بدنش!
می گویند ز تو برتر است
می گویند لذت بخش تر است

سوگند به سوگند
که تبسم بی تو...
فقط در رویای تو زنده است

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 17:11  توسط لیدا  |