|
پس شد ,آنچه شد
|
http://www.we-change.org/spip.php?article71
دلم خیلی برای دخترایی که ختنه می شن می سوزه
عجب رسمو رسوماتی دارن مردم
من به رسمو رسوم ها احترام می ذارم اما این کار خیلی وحشتناک!
اما خیلی از کشورها دست از این کار برداشتن اما هنوز هم هستن کشورهایی که این کارو انجام می دن
من که حاضر بودم که خودکشی کنم اما ختنه نشم!
نمی دونم این پرده ی مسخره برای چی اصلا وجود داره!
من که دلم می خواد پرده نداشته باشم اما می ترسم از اینکه یه چیزی بره تو بدنم.
یه روز به مادرم گفتم که از س**س با پسر می ترسم و میله زیادی به این کار ندارم.مادرم هم گفتن که وقتی موقش برسه دلت می خواد.اما من هنوز نمی دونم که دلم س**س با پسر می خواد یا نه!؟آخه من بهم پیشنهاد س**س شده و منو بی افم با هم تنها بودیم اما من دلم نخواست که اونارو لخت ببینم و اونا هم که آخر مرام بودن با من کاری نکردن.(یه بی اف و یه کی هم که تیریپه ازدواجی بودیم!)
من هم یه زمانی مثله دختر لزبین از بدن مرد متنفر بودم و از بوی تن پدرم حالم بهم می خورد.به نظرم روی پوست مردا یه میکروبایی وجود داره که اگه با بدن من تماس پیدا کنه ,من مریض می شم.
تا اینکه ما برای اولین بار تو عمرمون بی اف دار شدیم.من 17ساله بودم و از سکس هیچی نمی دونستم.
از بچگی مادرم بهم یاد داده بودن که یه انسان سالم باشم.دروغو به خاطر اینکه باعث می شه اطرافیان اعتمادشون رو به من از دست بدن,نمی گفتم.کاراییو که انجام می دادم به خاطر اینکه می دونستم کار خوبیه انجام می دادم ,نه به خاطر رضای خدا.
دنبال مسائل س***سی هم اصلا نرفته بودم.چون حس جنسیم به پسر کم بود همیشه احساس می کردم که توی س**س فقط مرد که لذت می بره و زن هم جز زجرکشیدن هیچی ازین کارعایدش نمیشه!
بدون هیچ حس جنسی که داشته باشم, بی افم منو لخت کرد و من هم شورت پام بود و با تعجبی که داشتم زیرش منو خوابوند و با شورت روی بدن من خوابید و بعد از چند ثانیه صدای آخو اوخش درومد.من هم خیلی ترسیده بودم.فکر کردم که داره درد می کشه و حالش بد شده.می خواستم از اتاق بزنم بیرون و به یکی بگم که بیاد به دادش برسه,اما اون نذاشت و گفت که طبیعیه!
قلبم داشت وایمیساد!من که از س**س هیچی نمی دونستم و جز درس و سرچ عکس توی نت چیز دیگه ای بلد نبودم.اونروز فهمیدم که موقع ارضا شدن مردم آخو اووخ می کنن.
بعد از یه مدت که دیگه دلبستش داشتم می شدم و دیدم که رابطه ی ما فقط س**سه و من هم س**س برام مثله یه کارعادی بود و هیچ لذتی نمی بردم ,رابطمو قطع کردم.
تنها سودی که این رابطه برام داشت این بود که دیگه از بدن مرد بدم نمیومد و برام عادی شده بود.
من هیچ وقت وقتی که تو آغوشش بودم حسه جنسیم تحریک نشد!!!اون هم می گفت که بعضی دخترا رو فقط س***س, اون هم از جلو ارضا می کنه.