تبليغاتX
آرامش در ندانستن! - من_واقعی
پس شد ,آنچه شد
دل من گرفته زین جا/ هوس سفر نداری؟
دلم شکست.روزی هزاربار آرزوی مرگ می کنم.همه می گن تبسم دختر مهربونیه.همه منو دوست دارن.به من لطف دارن.اما همه از راز دل من خبر ندارن.کسایی منو دوست دارن که نمی دونن من چه جور گرایش جنسی دارم.همه می خوان که من هم صحبت و هم آغوششون بشم.اما نمی دونن که من توی دوراهی موندم.
امتحانای ترم تموم شد.من یه درس افتادم و بقیه رو هم گند زدم.چرا؟؟چون داشتم دنبال حقیقت وجودیم می گشتم.من ,جام کجاست؟بین همجنسگراها یا دگرجنسگراها؟
وقتی کسی که انسان با فهم و روشنی هستش و مثلا با دنیای مجازی در  ارتباط هستش و مطالب علمی خونده,هنوز به انسانهای بای می گه"غیر اصولی" ,از عوام مردم که اطلاعاتشون کمتر هستش چه انتظاری می ره؟
وبلاگ آقای واراند(منافع مشترک,هویت جنسی و روش زندگی) رو بخونید و ببنید که چه چیزی نوشتن!
توی وبلاگ محمد که بای بود,خوندم که دوبار خودکشی کرده.با این حرفش کاملا موافقم که خودکشی با بعضیا همیشه هستش و یه جایی تو ذهنشون همیشه جزو یکی از راه های طبیعی برای حل مشکلاتشون هستش.محمد خیلی وقته که دیگه نمی نویسه(شاید رفته به یه جایی که دیگه کسی نیست که اونو به خاطر زیاده خواهی جنسیش اذییتش کنه و اون الان یه آدمه اصولی برای خودش شده!!!)
برای من هم خودکشی همیشه هست.من یه روزی به میل خودم از پیش شما میرم.شاید یک ماه یا یک سال یا یک دهه ی دیگه.معلوم نیست.اما مطمئنم که به مرگ طبیعی نخواهم مرد.
توی این دنیا سه نفر رو می شناسم که دیوونه وار عاشقم هستم.دوتا پسر و یه دختر.شاید باز هم باشن,اما من نمی شناسمشون.نمی دونم چی توی وجود من هستش که با هر کی یه کمی صمیمی میشم از من خوشش میاد.
امروز توی کلاس زبان مثل همیشه دیر رسیدم.همیشه هم علتهای تاخیرم رو می گم و دروغ نمی گم.یه روز خوابم می بره یه روز ترافیک و یه روز هم با جی افم تو خیابون قدم می زدم یه روز هم تاکسیه بنزین نداشت و رفت بنزین زد یه روز هم مامان منو سر خیابون پیاده کرد و من مجبور شدم تا ته خیابون رو پیاده برم.
یکی از بچه ها گفت اگه دیر میاد اما راستشو می گه.معلم زبان هم از من خوشش میاد و دعوام نمی کنه.
خلاصه من موندم بین این همه آدمی که منو می خوان و من هم دلم نمیاد که دلشون رو بشکونم و جواب رد بهشون بدم.
الان هم توی دانشگاه یه پسر از من خوشش اومده و هی میاد با هم حرف می زنه نمی دونم که چی کارش کنم.منه بیچاره هر ترم باید توی دانشگاه از دست یه پسر فرار کنم.قیافم معمولیه و اندامم هم خوبه اما اون جوری نیستم که همه بخوان هی برام بمی رن.یه دختر معمولی که همیشه داره می خنده و به همه کمک می کنه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 11:25  توسط لیدا  |