تبليغاتX
آرامش در ندانستن! - بدم نمیاد
پس شد ,آنچه شد
من گاهی از دست پسرها عصبانی میشم.اما در کل از جنس پسر که بدم نمیاد.تازه بعضیاشون انقدهههههههههههه خوبن و من دوسشون دارم.
من دختری هستم که وقتی از کسی با هر جنسیتی که داره ,خوشم میاد میرم پیشش و بهش می گم.
مثلا ترم پیش از معلم زبانم که یه خانم جوون بودش خیییییییییییییلی خوشم اومد .منم بهش گفتم که از شما خوشم اومده و دلم می خواد که باهاتون بیشتر آشنا بشم و اون هم ازم تلمو گرفت.اما بیچاره خیلی کار داره و وقت آزاد نداره که بخواد با من بیاد بیرون و با هم باشیم.
الان هم یه پسر تو دانشگامون هستش که خیلی نظرمو جلب کرده.موهای قهوه ای و بلند و لختی داره وهمیشه هم بلوز شلوارهای تنگ می پوشه.دخترای دیگه ازش خوششون نمیاد چون که خیلی دخترونه لباس می پوشه.اما من ازش خوشم میاد.همیشه هم تنها هستش و تا حالا با دختر ندیدمش.شاید هم هم_جنسگرا باشه.
من هر وقت تو دانشگاه می بینمش کلی نگاش می کنم و فکر می کردم که اون متوجه ی من نیستش اما اون روز یه نگاهی به من کرد!!!!
اولین پسریه که برام س**سیه!اما من جی اف دارم و همینجوری تو نخشم.من کلا تو نخ همه هستم!!!(مواظب خودتون باشین )
نمی دونم با این حسه جنسیه زیادی که دارم چی کار کنم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 11:27  توسط لیدا  |